راشل کوری
سال 2003
راشل تو نامه ای به مادرش می نویسه
"این چیزی است که من در این جا شاهدش هستم؛ قتل و کشتار، حملههای موشکی، مرگ بچهها با گلوله، اینها قساوت است. و وقتی همه این ها را یک جا در ذهنم جمع میکنم، از احتمال فراموش شدن آن وحشت میکنم."
25 ام اسفند همون سال 8 نفر از اعضای این گروه می خان مانع بشن که بولدوزر اسرائیلی خانه ی یک پزشک فلسطینی رو خراب کنه. اون جور که تو مستند دیدم یکی از اعضای گروه می کفت ما از بولدوزر بالا می رفتیم و از راننده می خاستیم توقف کنه
راشل که لباس نارنجی پوشیده بود سر راه بولدوزر می شینه و راننده هم به راحتی از روش رد می شه
و برای اطمینان بیش تر بیل می کانیکی بولدوزر رو میاره رو زمین و یه بار دنده عقب می ره !
بعد از اون رسانه های اسرائیلی و حتا امریکایی ! سعی کردنداین کار رو حماقت یا خودکشی جلوه بدن! و یا حتا بی اهمیت و قابل فراموش شدن
مستند " راشل یک وجدان امریکایی" ساخته سیمونه بیتون رو ببینید.
...
اینارو گفتم که بگم
یه مستندی هست به نام "پیام راشل کوری " که البته 2 تا هست! و فرهاد عظیما اون رو ساخته
و به قیمت 5هزار تومان از گروه انیمیشن فاطمه الزهرا می تونید خریداری کنید
این انیمیشن رو شبکه دو اسرائیل هم پخش کرده و خب طبیعیه که خیلی حرصشون در اومده ! :)
انصافن انیمیشنش هم به لحاظ فنی و هم به لحاظ محتوا قویه و ریزه کاری های خیلی جالبی داره
تبلیغاتایی که تو خیابونای اسرائیل هست پس زمینه ها و اینا
تازه شهید راشل کوری رو هم باحجاب کردن :دی
موضوعش هم حول اون صحبت رهبر هست که گفتن اگه اسرائیل بخاد غلطی بکنه تل اویوو و حیفا رو با خاک یکسان می کنیم
...
تو مطالبی که در مورد راشل کوری می خوندم و مستندایی که می دیدم یه چیزی نظرمو جلب کرد
یکی از همین اعضای تیم های صلح بین المللی داشت تو بلندگو فریاد می زد : شما نباید این خونه رو خراب کنید چون متعلق به گروه های بین المللیه و اون ها هیچ گناهی ندارن"
بعد سوالی که برا آدم ایجاد می شه اینه که مگه اون فلسطینیا ی مظلوم گناهی دارن که اسرائیل فرقی بین اونا و گروه های صلح بین المللی بذاره ؟ !
حالا نمی دونم در راستای جهاد فرهنگی بوده و طرف از الان دغدغه های فرهنگی داشته برا نسل آینده
یا این تبلیغات فرزند بیش تر زندگی بهتر خیلی تأثیر گذاشته و مشتاق فرزند و اینا شده شدید
یا شایدم روند تصاعدی رشد قیمت کتاب ایشونو بر این کار واداشته که تا توانایی خرید کتاب رو داره یه حرکتی انجام بده
![]()
پست قضا !
یادم اومد اون روز یک شمبه بود و سر امتحان نفس گیری بودیم که دو تا سوال داشتو من یکی شو جواب دادم کامل در عرض ۲ ساعت! برا بعدیم تا اومدم مدار معادل بکشم و هرس ِش کنم و شسته رفته و اینا ، وقت تموم شد.
...
سمپادی که بودیم یه هم کلاسی داشتیم بنده ی خدا سرطان داشت. یعنی ما که نمی دونستیم. فقط یه بار که سرشو عمل کرده بود رفتیم دیدنش و بعد از اون کسی جواب گو نبود که فاطمه چه شه و چرا نمیاد مدرسه. تا این که یه روز گفتن هم کلاسی تون دار فانی رو وداع گفته
ما هم غرق در ماتم مراسمی در مدرسه تهیه دیدیم و خرما و حلوا و فلان و بیسار و خودمونم دسته جمعی سرود "عجب رسمیه رسم زمونه قصه ی برگ و باد خزونه ... " رو جلوی حضار خوندیم و وسطش همه زدیم زیر گریه و سرود ناتموم موند و اینا!
با این که واقعه ی تلخی بود ولی خودم الان یاد اون کارمون و اون سرود میفتم خنده م می گیره! :دی
یکی نبود بگه دو کلمه قرآن می خوندیم هم به روح اون مرحوم می رسید هم خودمون آروم می شدیم
خدا فاطمه سادات رو بیامرزه و روحش رو قرین رحمت کنه
خیلی قشنگ و دل نشین قرآن می خوند.
پیشنهاد
از تو پنجره دیوار کاه گلی خونه پیداست و فرش سبز و گلیم و پشتی قرمز
رو طاقچه توری سفید پهن شده و روش یه قرآن به دیوار تکیه داده شده و اون طرف طاقچه یه گلدون گل هست.
روی دیوار یه عکس آیت الله خمینی و یه عکس آیت الله خامنه ای آویزون شده
بیرون پنجره روی دیوار ،سمت راست ،از این گیاهای پربرگ که دیوارو می گیرن می رن بالا هست و بالا ی پنجره به رنگ سبز نوشته
" خانواده ؛ به سبک ساخت یک جلسه مطول مطوی در محضر مقام معظم رهبری "
پشت کتاب یه عکس از مقام معظم رهبری هست که دارن از در خونه بیرون میان و باغچه ی جلوی خونه پر از گل های رز نارنجیه
کتاب رو موسسه جهادی صهبا در سال ۹۲ چاپ کرده و قیمتش هم ۳هزار و هشتصد تومان می باشه.
...
واقعن از خوندنش لذت بردم. به آدم انگیزه ی زندگی کردن می ده!
...
کتاب مربوط به دغدغه ها و سخنان مقام معظم رهبری پیرامون مسئله ی خانواده هست که سبک جالبی هم داره. یعنی اومده تمام صحبت ها رو یه جوری پشت سر هم چیده و فصل بندی هم نکرده که انگار از اول تا اخرش مربوط به یک جلسه ی سخن رانی هست.
قبلن با این موضوع کتابای "مطلع عشق" یا "بروید با هم بسازید" هم کار شده بود که این یکی به نظرم بهتره.
بعد یکی از دوستام تا اسم کتاب رو دید گفت حتمن پر از کلی کلمه ی قلمبه ثلمبه هست که من نمی فهمم که اتفاقن هر جا کلمه ی نسبتن پیچیذه ای باشه تو پاورقی ریشه و معنیش رو گفته
اصن یکی از خوبیای خوندن کتابایی که از صحبتای رهبر جمع کردن اینه که ادم به دایره واژگانش اضافه می شه.
مقدمه ی کتاب در مورد این سبک و این که چرا باید این کتاب رو خوند توضیحاتی داده که اگه همین الان ار پروفسور گوگل بخاید اون مقدمه رو براتون میاره.
...
آیت الله خامنه ای ، در کنار شخصیت سیاسی شون یک اسلام شناس که خیلی هم دغدغه ی فرهنگی داره هستن و واقعن هم در این زمینه حرف دارن
پیشنهاد می کنم حتا کسایی که به لحاط سیاسی با ایشون همراه نیستن ، خودشونو از این وجه ایشون محروم نکنن
***
ب مناسبت امروز : متشکرم مهربان :)
پشت گوشای ما مخملی!
الآن یعنی ما باید باور کنیم که بوئینگ هفت صد و۷۷ گم شده و هیچ کی نمی تونه پیداش کنه ؟!
السلام علیک ایتها المضطهده المقهوره
یه چیزایی هست همه جاییه به قولی بین المللیه
مثلن هر جای دنیا که بری از قدیم و ندیم تا حالا و یحتمل بعدن ها
به خانم باردار احترام می ذارن و رعایت حالشو می کنن
...
سرانجام کار
رسیده بودم به این جای زیارت نامه
"اللهم انی اسئلک ان تختم لی بالسعادة ... "
تو حیاط
یه میت گذاشته بودن جلو و یه عده هم پشتش رو به قبله ایستاده بودن
روحانی که جلوتر از همه بود می خوند:
اللهم ان هذه امتک و ابنة عبدک و ابنة امتک نزلت بک و انت خیر منزول به اللهم انا لانعلم منها الا خیرا
پ ن : حاضری یه روز پشت من بایستی و بگی اللهم انی لا اعلم منها الا خیرا ؟
دنیای من ، دانش گاه من ! :(
از همون دوران طفولیت ، خیلی سال پیش ها ، که پامو گذاشتم تو دانش گاه
مراسم روز دانش جو
فردای روز دانش جو _تا یکی دو روز بعدش_ برگزار می شد / می شه
انگاری 16 آذر تا از شهر بیاد برسه به دهات ما چند روز طول می کشه :|
خرمالو
حتا پخته هاش
اصلن خرمالو به کز بودنش معروف بود
حتا یه کتاب بود اسمش بود "طعم گس خرمالو"
اتفاقن داستاناش خیلی هم گس بود
جدیدن ها دیگه خرمالوها کز نیستن
حتا کال هاش
!
پ ن : چه گس چه ناگس! در هر صورت دوسش دارم
پ ن تر : امروز روز ما بود ! اتفاق خاصی هم نیفتاد ! کی می شه دیگه 16 آذر روز من نباشه؟!
سلام و خوش آمدگویی و اینا