تبليغاتX
اپسیلون ارابه ران
تَبارَكَ الَّذي جَعَلَ في السّماءِ بروجاً وجَعَلَ فيها سِراجاً و قمَراً مُنيراً
سلام زهرا   خوبی؟   امیدوارم الان که داری اینو می خونی من یه دانشگاه خوب یه رشته خوب همراه فاطمه باشم
فائزه هم اینجاست  می گه من هم ان شاالله یه دانشگاه خوب باشم. آخه اون هم امسال کنکور [ارشد]داشت. ولی رتبش خوب نشد. الان ۷روز مونده تا کنکور و من داشتم این ها [دیفرانسیل ۱] رو دوره می کردم که نوشته های قبیلم رو برات دیدم -------------> تو الان تو همواپیمایی و داری می ری مکّه    
برام خیلی دعا کن هم الانِ الان و هم وقتی اینو می خونی خیلی دوسِت دارم.
و خوب درس بخون تا توی شریف یا دانشگاه تهران ببینمت.( توهم دارم که یکی از این دوتا دانش گاه قبول می شم.)

اینو تو کتاب دیفرانسیل دیدم. گاج سفیدی که از بالایی ها به ارث بردم و پارسال که به دردم نمی خورد دست محیا بود. محیا همون طور که پیش بینی کرده بود برق تهران قبول شد و الان هم به خاطر حوادث کوی که فاطمیه رو تخلیه کردن و امتحانات لغو شد تو قمه.
پس چرا کنکورو لغو نمی کنن؟! نمی ترسن یهو تو حوزه های کنکور بمب گذاری بشه؟!

خب امروز چندمه؟  ۲۹اُم! یعنی امروز سفر عمره من یه ساله میشه! چه قدر این موقعِ پارسال با امسال فرق داره! بچه کنکوری ها به شدت مشغول درس خوندن بودن کشور هم امن و امان من هم داشتم می رفتم مکه! یادش به خیر اون موقع ها روشن پیشم بود چه روزگارخوشی داشتیم باهم! پنج شنبه درست روز کنکور ریاضی ما صبحش تو مدینه بودیم و بعد از ظهرش مسجد شجره روز کنکور تجربی هام در حال انجام اعمال فکر می کنم من تو چه حال و هوایی بودم کنکوریا تو چه حال و هوایی! والبته ورووجک ما تو چه حال و هوایی! بعد از نماز مغرب و عشا از شجره حرکت کردیم به سمت مکه المکرمه معمولا کاروان ها نیمه شب می رسن ول ما ۴.۵ یا ۵ صبح رسیدیم!!! با کله رفتیم تو هتل که نماز صبحمونو تا قضا نشده بخونیم بعد رفتیم مسجدالحرام. اون روز فوقالعاده شلوغ بود در یک هفته ای که تو مکه بودیم هیچ روزی مثل اون روز شلوغ نبود٬ ترافیک تو مسعا قفل شده بود مخصوصا که مروه به خاطر تعمیرات به شدت فضای کمی داشت! فکر می کنم نماز ظهرو خوندیم برگشتیم هتل. ما ۴تا اتاق داشتیم. هرکی به اولین تخت خالی می رسید میفتاد روش! آخر سر یه اتاق دونفره موند و من و زهرا! با وجود روشن به یه شیلنگ آب تبدیل شده بود! البته آب که نه عرق! رفتم یه دوش گرفتم وقتی برگشتم دیدم زهرا داره نقاشی میکشه! به منم میگه بیا برام فلان چیزو بکش بهش می گم که حتا یک ثانیه هم نیمی تونم بایستم میگه خب پس بیا بازی بپر بپر! منو می گی " جان؟!!! زهرا در حالی که از این تخت رو اون تخت می پره میگه این جوری!!!
می گم خوبه آدم پر انرژی باشه ولی دیگه نه این قدر!

عجب ضد حالیه این پست بی ربط تو این اوضاع کشور!!!
واقعیتش خب من خیلی ناراحتم اصلا حال و حوصله درس ندارم! ۲تا بچه یه دعوای زرگری راه انداختن ٬ دست به دست هم دادن که تا می تونن این کشورو خراب کنن و آبروشو ببرن و مردم رو اذیت کنن!
البته دعوا دعوای دونفر نیست! فعلا که nتا گروه رودر رو قرار گرفتن نمی فهمی چی به چیه! آدمای دوروبر من که دارای انواع اقسام سلیقه های سیاسی اند تو محیط پرالتهابی هستم!

در هر حال منتظر نماز جمعه امروز و حرفای رهبری هستیم.

به قول پابلو نرودا : نرون مرد ولی رم نمرده است...
نسل اولی ها و نسل دومی ها هم می رن و وقتی ایران به دست ما برسه همه میبینن ایران سربلند یعنی چی!
حالا وسط دعوا بیا نرخ تعیین کن! ولی راست میگما! آقای خامنه ای خودشون همیشه میگن جوونای امروز انقلابی تر و مومن تر و متعهد ترن! 

راستی شما چه پیش نهادی برای یه بچه کنکوری دارید که از ۱۳ خرداد (روز مناظره اون دوتا بچه!) تا حالا درس نخونده؟!
۱) به سازمان سنجش پیامک بزن بگو کنکورو کنسل کنن!
۲)برو این یه هفته رو هم خوش باش
۳)امّت همیشه در صحنه باش
۴)کنکورو تحریم کن
 ۵) برای پرشور کردن کنکور حتما شرکت کن
۶)هرچه می خاهد دل تنگت بگو
۷) برو سر جلسه بعد هم مثل همیشه رتبتو با افتخار بگو بعد هم یه سال بیشین مثل بچه آدم بدَرس
۸)برو پیش یکی از این ازخدا بی خبرا که مردمو کتک می زنن بگو : آقا لطفا منو یه جوری ضرب و شتم کنید که تا بسته شدن در سالن های کنکور نتونم از جام بلند شم!!!
۹) نظرات انتقادات پیشنهادت خود را از هر طریق که دلتان می خاهد با ما در میان بگذارید
۱۰) هر ۶مورد!
۱۱) فقط زمین شناسی بخون!
۱۲) هیچ کدام

خب دیگه کنکور راستی راستی نزدیک شده! من تازگی خوب که فکر کردم دیدم مهندسی پزشکی دیگه چیه؟!! دانش کده فنی و امیرکبیر دیگه چه صیغه ایه؟!!! ما همین جا پیام نور کهک زبان و ادبیات بُرکینافاسویی می خونیم خیلی هم خوبه!!!

بنا به فرموده بابا خیلی این پستو طولانی نمی کنم ( بابا میگه وقتی صفحه وبلاگت باز میشه آدم سرگیجه می گیره!!!)
دعا یادتون نره٬ پنج شنبه از ساعت ۸ تا ۱۲ مدام برام انرژی مثبت بفرستید!

                                    موج وبلاگی صیانت از آرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعدن نوشت: ساعت ۲:۱۷

که دارم می نویسم آقا هنوز دارن صحبت می کنن. آمپر احساسات به شدت زده بالا!

فقط اومدم بگم قربون رهبر گلم برم!

ایول بابا ایول! خیلی خوش حالم که چنین رهبری داریم .
قابل توجه کسانی که احمدی نژاد رو به رهبری وصل کردن! و همین طور قابل توجه کسانی که گفتن رهبری به خاطر جوّ بیتش خیلی از مسائل خبر نداره و نامه نوشتید و امضا کردید که به زعم خودتون ایشونو آگاه کنید!

من الان فول آو انرژیه مثبتم! البته الان آخر خطبه هست یه نمه یه جوری شده! همه دارن گره می کنن!
راستی دیدید رهبر چه جوری در مورد ما صحبت می کردن! من که چند ساعت قبلش گفته بودم رهبر ما رو قبول دارن! خیلی آشکار گفتن جوونای امروزی به خاطر کوره انقلاب و جنگ داغ نیستن داغی از خودشونه!!!

+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 10:16  توسط زهرا قیومی  | 

 

Google


در كل اينترنت
در اين سايت