سلام. چند بار این پستو نوشتم پاک شد! هردفعه هم یه جور! آخرش چی از آب در میاد خدا می دونه!
حالا برعکس!
اندک اندک جمع مستان می رسنـــد اندک اندک جمع مستان می رسنـــد
دلنوازان ناز نازان در ره اند گلعذاران از گلستان می رسنـ
اندک اندک زين جهان هست و نيست نيستان رفتند و هستان می رسنـــد
جمله دامنهای پر زر همچو کان از برای تنگدستان می رسنـــد
لاغران خسته از مرعای عشــق فربهان و تندرستان می رسنـــد
جان پاکان چون شعاع آفتــاب از چنان بالا بهپستان می رسنـــد
خرم آن باغی که بهر مريــمان ميوههای نو ز مستان می رسنـــد
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف هم ز بستان سوی بستان می رسنـــد
آخ جون! مسافرا دارن میان
! ولی یه چیزی میگم این حج همش چند روزه پس این سازمان حج و زیارت چرا این طوری می کنه؟!!! یک ماااااااااااااااااااااااااااااه! خیلی طولانیه!نمی گه ملت خونه زندگی دارن؟! (این شعرو کاملشو آقا سلمان تو کامنتای قبلی گذاشته بودند)
***
سرمو که بلند می کردم دل و رودم می خاست بیاد بالا. ناچار تو اتوبوس فاتحه ای خوندم و البته از تو ضیحات آقای یزدی که ظاهرا در مورد حضرت خدیجه (س) صحبت می کردن بی نصیب موندم! بعدا از طرف خیابون عزیزیه به قبرستان ابوطالب رفتم که اون جارو ببینم. به عرفات که رسیدیم حالم به تر بود به علاوه این جا رو دیگه نمی شد ازش گذشت!
من وبابا زیر سایه ی درختی در صحرای عرفات به همراه بقیه کنار جبل الرحمة ایستادیم و آقای یزدی در مورد این صحرا و وجه تسمیه و یه سری چیزای دیگه تو همین مایه ها صحبت کردن. الان نمی تونم بنویسم ولی به کتاب "آثار اسلامی مکه و مدینه" نوشته ی آقای رسول جعفریان یه نگاهی بندازید(جدید ترین ورژنشو از نشر مشعر بگیرید.) بعد مدیر کاروان گفتند نیم ساعت این دوروبرا بگردید بعدش می ریم مزدلفه. بابا گفت من و حسین می ریم بالای کوه(کوه که چه عرض کنم چند رحمت به همین صخره های پشت حیاط مدرسه خودمون!) منو می گی جلوشون راه افتادم بریم کوه!
به نوکش که رسیدیم یه نگاه انداختم
شدم! "پس صحرا کو؟" یه پارک جنگلی که درخت های دوردستش بزرگ و جلویی ها نهال بودن! لابه لای درختا زمین سنگ فرش شده بود و تیرهای کاشته شده نشان از روشنایی شب این صحرا داشت و گله به گله سرویس دستشویی بود!
یه چیزی که تازه اون جا فهمیدم این بود که اون دعا رو امام حسین (ع) در یکی از سفرهای حجشون خوندن(فکر کنم سومسن سال امامتشون)! بعضی از مداح ها اینقدر پیازداغشو زیاد می کنن که من تا اون موقع فکر می کردم امام این دعا رو در اخرین سفرشون خوندن و بعد از این هم به سوی کربلا حرکت کردند!!!
واما اصل مطلب!
فقه در خصوص مناسک حج در مورد عرفات و مشعر و منا فقط وقوف رو لازم دونسته. روحانیمون می گفت تو اون چند روز هرکاری می شه کرد مثلا فقط خابید(!) ولی حضور لازمه.پس تا این جه من فهمیدم که راز و نیاز و عبادت واجب نیست.
حالا به این آیات توجه کنید:(بقره/۱۹۸/۱۹۹/۲۰۰/۲۰۳)
فإذا افضتم من عرفات فاذکروالله عندالمشعرالحرام واذکروه کما...
ثم افیضوا من حیث افاض الناس واستغفروالله.....
فاذا قضیتم مناسککم فاذکروالله ....
واذکروالله فی ایام معدودات فمن تعجل فی یومین فلا اثم علیه ومن تاخر فلا اثم علیه لمن اتقی....
خب این آیات صریحا دارن می گن باید تو اون چند روز علاوه بر وقوف عبادت هم انجام بدیم!
آقای یزدی در این مورد گفتند شاید چون تو هروقوف یه نماز واجب خونده می شه کفایت بشه.
من می گم گیرم که این طور باشه ولی خانوما که شب تا صبح تو مشعر نمی مونن ! خانوما از عرفات حرکت می کنن از مشعر می گذرن یه راست می رن منا پس نمازی تو مشعر نمی خونن!
من می خام بدونم با توجه به تاکید آیات چرا در مناسک حج وجوبی برای عبادت تو اون چند روز ذکر نشده؟
***
برگی از دفتر دیفرانسیل:
""گزاره ی درست۱:(!)
انگارکنیم تابع f گل نخطهa مشتق پذیرباشه اون وقت f توک aپیوسته إ ""
***
اگر دیر بروید سر کلاس از اول تا آخرش هم با هم صحبت کنید و بخندید جلوی چشم معلم به جای مسئله حل کردن تو دفتر هندسه تحلیلیتون نقاشی بکشید و بیرونتون نکنه چی کار می کنید؟؟؟
***
نسیم جان راست می گوید!
***
اصلا به مناسبت ها نرسید! غزه، قدیر، شب رصدی صددرصد ابری، بهار ، ایران ، جهان ....
+
نوشته شده در جمعه 22 آذر1387ساعت 20:19 توسط زهرا قیومی
|