|
تَبارَكَ الَّذي جَعَلَ في السّماءِ بروجاً وجَعَلَ فيها سِراجاً و قمَراً مُنيراً
|
|
|
|
||||
|
آخه چرا ؟!!! چرا اين كارو با دل مخاطب مي كن؟؟؟ از صفحه ي اول تا 480 فوسفور سوزوندم ! اللهم الرحم من لا يرحمه العباد واقبل من لا يقبله العباد! خب تموم شد ديگه! آخه اين "منتظرم " چه صيغه ايه ديگه؟!!! فكر كردي به اين راحتي ها خر مي شم؟يك بار در همان ارميا سرمون شيره ماليدي فكر كردي هميشه همين طوريه؟ نه آقا رضا! ديگه همه فهميديم كه اين ارميا معمر چه موجود ِ گلاب به روتون سگ جونيه!!! ولي چرا اين طوري شد؟ زدي ارميا رو خرابش كردي ! من همون ارمياي مامان شهين رو مي خام! بي وتن شد؟!!! جناب نويسنده وتن رگ قلب است نه رگ گردن!!! فرهنگ امريكايي به شدت كوبيده شده. همون طور كه گفتم يه جورايي بايد "ارميا" و "نشت نشا" و " بيوتن" رو با هم خوند. برداشت هاي خشي درواقع برداشت هاي غلط خشي جالب بود يعني بدجوري حرص آدم رو در مياره! حالا نمي دونم قصور از نشرعلم بوده يا تايپيست اثرر كه خود اميرخاني باشه!
بعدا نوشت! جمعه: سلام. از قضاي روزگار واتفاقاً هلال احمر تو خيابون ولي عصره! وبازم قضاي روز گارو اتفاق و اين جورچيزا خيابون ولي عصر همون جاييه كه اميرخاني قصد داره درختاشو هرس كنه و از اين سر تا اون سر شايدم از اون سر تا اين سرشو طناب ببنده و منتقدانش رو دار بزنه!!! دارم با پاي خودم مي رم قتلگاه!!!
+
نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 18:36 توسط زهرا قیومی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام سلام سلام!
اول بگم که فعلا متنو تا آخر بخونید عکساشو ان شاالله بعدا می ذارم! چون الان خیلی ذوق دارم ! بدجوری سرخوش شدم! انگار نه انگار که امتحانات نهایی و کنکور و آینده سازی و... خب این آپ سه تا موضوع داره ! اولیش هفته معلمه که آخرتر از همه می نویسم! ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ ٪ يك شنبه يعني ۱۵ ارديبهشت يعني وسط بهار تولد يه سمپاديه گل گلابه!!! ولي بي خيال همه اينا! دليل اصلي آپ كردنم هديه قشنگ امسالمه ! وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي ! بذار يه كم جيغ بكشم ! خيلي ذوق كردم! امشب هديه مو ديدم!!! يه" بي وتن" داغ داغ!!! همين امروز بي وتن تو نمايشگاه كتاب پرده برداري شد! حالا ديدي باباي من چقدر آپ ديته!!! تازه تازه تازه اينم كه چيزي نيست! اصلا بذاريد تعريف كنم! امروز بابايي رفت نمايش گاه.من هم به خاطر اين روشن لندهور نمي تونم برم!!! حالا من كلي به بابا سفارش و پيامك و.... كه امروز بي وتن مياد تو نمايش گاه و.... بعدم به خيال خودم بابا همون اول ٬در مصلا باز نشده مي ره بي وتن بگيره!!! حالا بابايي گشت و گذارشو مي كنه و غروب ميره پيش اوس امير خودمون و باهاش گپ مي زنه و مي گه " ببين كوچولو.....! بعدشم امير خاني كه ظاهرا به علاقه نه چندان زياد من (!!!! واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي فكرشو بكن يه بي وتن با امضاي خودش!!! البته از وقتي كه بابا اومد من و مامان و محمد افتاديم سرش كه متني رو كه نوشته بخونيم! ماشالله به اين خط! بابا بهش گفته شما كتاباتونم هيمن جوري مي نويسيد مي ديد دست ناشر؟!!!( معلوم شد اين تيكه انداختنا ارثيه! حالا غروب كه برگشتم عكسشو مي ذارم كه شما هم در خوندنش ما رو ياري كنيد! تنها كلمات واضحش اينان : "سركار خانم قيومي" امشب بدجوري سمپاديسمم عود كرده! سمپاديا به دادم برسيد! حتي پارسال كه هديه تولم يه گوشي بود اين قدر ذوق زده نشدم ! حالا كم تر و بيش ترش بماند ! مهم اينه كه اين قدر نبود!!! واي گفتم پارسال! پارسال اين موقع جشن تولد ۲۰ سالگي سمپاد بود و ما با عمو اژه اي رشت بوديم! چه قدر كيف كرديم! البته تو اختتاميه كه تو مركز ميرزا كوچك خان رشت بود بارون گرفت و من مريض شدم و.. آهان مطلب دوم ! ديري ديري دينگ دينگ ديدينگ!!!(ريتمو حال مي كنيد!!!) امروز كه شنبه باشه و ۱۴ ارديبهشت باشه روز سمپاده ! سمپاد يا همون " سازمان مونگلان پرتابي از دبستان!"يا "سازمان ملي پرورش اسب هاي دونده !" يا ..... كه من واقعا دوسش دارم! حالا يكي نيست بگه دوستش نداشته باشي مي خاي چي كار كني ؟ خب ما از وقتي كه چشامونو باز كرديم هيمن جا بوديم ! پشت كوه!!! آهان گفتم پشت كوه يادم اومد ! اين طور كه من خبر دارم تمام سمپاداي كشور در مكان هايي واقعا سمپاديك بنا شدند! الان كه خوب شده ولي اون اولا كه من به اين مدرسه مي رفتم روي كوه و در يه جاي تقريبا خالي از سكنه بود!!! حالا بگذريم اگه عكسي چيزي بود ميذارم! به هر حال به همه سمپاديا و غير سمپاديا تبريك مي گم!!! موضوع اول هم هفته معلم بود كه در مدرسه ما با مراسم لهو ولعب برگزار ميشه ) البته نه اين كه فكر كنيد غازه و سرخاب سفيدابي دركاره ها نه اصلا! منتها يه كمي با قيّه و فرياد برگزار ميشه! حالا چارق و پاتابه و مغ و زنّار و سفت فلك رو هم اضافه مي كنيم كه شما بعد از خوندن اين متن املاي شماره ۴ رو بيست بشيد!!! آهان به مناسبت بزرگ داشت شهيد مطهري من براي ادامه دان راه ايشون (!!!) مطلبي رو كه امروز كشفش كردم مي گم! حتما اين روزا زياد شنيديد " علامه شهيد استاد مرتضي مطهري" . خب شهيد و استاد و مرتضا و مطهريش كه هيچ ولي امروز داشتم تو اين جمله دنبال قرينه مي گشتم كه بفهمم چرا علامه رو مؤنث آوردن! فعلا همين!
+
نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 1:16 توسط زهرا قیومی
|
|
|||||
|
|||||